سفارش تبلیغ
صبا ویژن
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی

89/3/18
3:55 ع

یک شبی مجنون نمازش را شکست 

بی وضو در کوچه لیلا نشست 

 

عشق آن شب مست مستش کرده بود 

 

فارغ از جام الستش کرده بود

 

 سجده ای زد بر لب درگاه او

 

 گفت یا رب از چه خوارم کرده ای


بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای


وندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی


دردم از لیلاست آنم می زنی

 


خسته ام زین عشق، دل خونم مکن


من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم


این تو و لیلای تو ... من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم


در رگ پیدا و پنهانت منم


سال ها با جور لیلا ساختی


من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم


صد قمار عشق یک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد


گفتم عاقل می شوی اما نشد


سوختم در حسرت یک یا ربت


غیر لیلا برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی


دیدم امشب با منی گفتم بلی


مطمئن بودم به من سرمیزنی

 


در حریم خانه ام در میزنی


حال این لیلا که خوارت کرده بود


درس عشقش بیقرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم


صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

             پر زلیلا شد دل پر آه او

 

برداشته شده از وبلاگ ابوتراب-110.بلاگ اسکای


مشخصات مدیر وبلاگ
 
رهگذر[99]
 

آنچه اندیشی پذیرای فناست/آنچه در اندیشه ناید آن خداست


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
لوگوی دوستان
 
دوستان
 

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ