91/2/3
3:28 ع
وزیده باز به قلبش هوای دلتنگی
نشسته گوشه ی حجره خدای دلتنگی
هنوز هم که هنوزست یاد آن کوچه ست
رسیده باز به گوشش صدای دلتنگی
هنوز ماتِ کبودیِّ صورتِ یاس است
پُر از سکوت شد از غصه های دلتنگی
نگاه خسته ی خواهر به چشم های حسن
که موج می زند از های های دلتنگی
مُغیره و دَر و مسمار و هیزم و آتش
و ... روضه ها شده تنها دوای دلتنگی
طنینِ دستِ حرامی هنوز می آید
که با همان، شده زهرا فدای دلتنگی
در این هوای زمستانی دلِ حیدر
کنار پنجره می سوخت پای دل تنگی
همین که چشم به چشم حسین می دوزد
شود (اسیرِ) همان کربلای دل تنگی
حمید رومی